مردا این‌ور، زنا اون‌ور

چند سال پیش، در هفته‌نامه‌ای بودم که همین‌طور بی‌دلیل، محیطش کاملا مردانه شده بود. تنها خانم مجموعه، منشی بود که یک خط در میان می‌آمد و روزهایی هم که بود، ساعت 2 می‌رفت. در این محیط کاملا مردانه با این‌که همه اهل فرهنگ و روزنامه‌نگاری بودند، یک ساعت‌هایی دیگر نمی‌شد قضیه را جمع کرد. واقعا چیزی کم از استادیوم فوتبال نداشت.
حالا این روزها در هفته‌نامه‌ای هستم که کاملا بی‌دلیل محیطش زنانه شده. نسبت خانم‌ها به آقایان در تحریریه، تقریبا 10 به یک است. با این‌که من این‌جا نشسته‌ام و هم بابت سنم و هم جایگاهم، تا حدودی بقیه نیروها احترامم را دارند؛ اما واقعا یک ساعت‌هایی نمی‌شود قضیه را جمع و جور کرد. محیط چیزی کم از آرایشگاه زنانه ندارد.
خواستم بگویم تجربه به من ثابت کرده است حداقل در محیط‌های کاری، تفکیک جنسیتی یعنی هزار و یک حاشیه بی‌مورد.

You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. Both comments and pings are currently closed.
3 Responses
  1. ا گ گفت:

    ميثم اي ميثم ديووونه

  2. emad گفت:

    سلام

    از كجا معلوم تجربه شما پر از حاشيه نباشد.

    هميشه همه چيز را نميتوان گفت.حتي براي ديگري…

  3. sady گفت:

    عاشق این مدل نوشتنم.مرسی