گر تو با بد، بد ک‍‍‍نی…

من می‌گویم مد شده است. چرایش را خیلی ساده همه (یا بیشتر) ما می‌دانیم. آنچه در این 33 سال گذشته، تکرار کردن ندارد و نتیجه منطقی‌اش همینی می‌شود که الان می‌بینیم؛ اما به هر حال، من از این مد خیلی خوشم نمی‌آید. حداقل این لباس برازنده آدم‌های تحصیلکرده و باسوادی نیست که تلاش می‌کنند طرفدار حقوق بشر باشند.
در روزهایی از سال که مناسبت‌های مذهبی دارند (که کم هم نیستند) مخالفت عیان با مذهب بیشتر از روزهای دیگر است و البته در کنار آن، توهین به آدم‌هایی که به تعقل یا تقلید، مسلمان و شیعه هستند. طبیعتا اسم این کار، در نظر گروه فاعل آن، اصلا توهین نیست. این‌که تو بیش از یک میلیارد آدم را به صفاتی چون احمق، خرافاتی، دیوانه و… بنوازی و بعد آن را سکولاریسم بخوانی، کاری است که مخالفت با آن این روزها هزینه‌های زیادی دارد و در عوض، چشم بستن و فریاد زدن، کاری ساده و همگان‌پسند است.
“ببین طرف مقابل چه می‌کند؟” این پاسخ کسانی است که دور و بر ما راه می‌روند و به هرچه مظهر مذهبی دارد، بد و بیراه می‌گویند. واقعیت این است که من هم با بسیاری از اعتقادات و افکار گروهی که اکنون بر مصدر امور نشسته‌اند، مشکل دارم؛ اما به هر حال به خودم اجازه نمی‌دهم به عقایدشان (یا خودشان) توهین کنم.
متاسفانه ما در چرخه‌ای از توهین گرفتار شده‌ایم و خروج از آن به نظر ناممکن می‌رسد. در میان آدم‌های تحصیلکرده و قشر متوسط، سخن گفتن از لزوم احترام به عقاید، آداب و رسوم و مناسک مذهبی، تقریبا به ایزوله شدن می‌انجامد و در جمع متعصبین مذهبی، حرف زدن درباره لزوم رواداری و احترام به عقیده مخالف، دیوانگی است.
سخن من (که این روزها در عمل اصلا طرفداری ندارد) خیلی ساده است.
“شما می‌توانید با یک عقیده مخالف باشید؛ اما حق ندارید به آن و طرفدارانش توهین کنید.”
اگر شما بگویید طرف مقابل چنین کاری می‌کند و ما هم در جواب آن‌ها این عمل را تکرار می‌کنیم، حرف من این است که آیا توهین طرف مقابل کار خوبی است؟ اگر خوب است که ناراحت نشوید و اگر بد است، آن را تکرار نکنید.

You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. Both comments and pings are currently closed.

Comments are closed.