چه می‌خواهم

حالا که انتخابات تمام شده و حسن روحانی به پیروزی رسیده، عده‌ای فراموش می‌کنند تا روز پیش از رای‌گیری دلایل‌شان(مان) برای رای دادن چه بود. آنها امروز مطالباتی را پیگیری می‌کنند که با توجه به ساختار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایران، شاید رهبر نیز از عهده انجام آنها بر نیاید. البته بیان مطالبات هیچ ایرادی ندارد؛ اما بهتر است اهداف خود از شرکت در انتخابات و رای دادن به روحانی را فراموش نکنیم.

اهداف من از رای دادن، به ترتیب زیر بودند:

1- بخشی از آنچه مد نظرم بود و به دست آمد را اینجا می‌توانید بخوانید. با این توضیح که گرچه با احتیاط نوشته‌ام تا چاپ شود و چند خطی هم از آن حذف شده؛ اما باز هم از تکرار کردن بهتر است. آنچه در آن یادداشت نمی‌شد نوشت را در ادامه می‌نویسم تا موضوع کامل شود.

2- خطر جنگ را بیخ گوش ایران حس می‌کردم (هنوز هم هست) و معتقدم کسانی هستند که علاقه فراوانی به درگرفتن جنگ دارند. فضای نظامی برای آنها بهترین فضا است تا سیاست‌ها خود را اعمال کنند.

2- بارها در این صفحه نوشته‌ام که حاکمیت از سال‌ها پیش به دنبال حذف طبقه متوسط (اقتصادی) یا حداقل ناتوان‌سازی آن بوده است. این هدف با قانون هدفمندسازی یارانه‌ها و تورم شدید پس از آن با قدرت بیشتر دنبال شد. ادامه این سیاست‌ها می‌تواند به نابودی طبقه متوسط بیانجامد. جدا از این‌که خود را در این طبقه معرفی کرده و علاقه ندارم به طبقه فرودست سوق داده شوم، معتقدم حجیم شدن طبقه فرودست خطرات جدی برای کشور به دنبال دارد.

3- ادامه سیاست‌های داخلی و خارجی موجود به جایی می‌رسد که شورش گرسنگان را گریزناپذیر می‌کند. چنین شورشی برخلاف تصور عده‌ای، به نفع دمکراسی نیست.

با توجه به دلایل بالا، باید بگویم روحانی را فردی دیدم که می‌تواند این روند را تا حدودی تغییر دهد. خطر جنگ و تحریم‌های گسترده را کمتر کند و طبقه متوسط را از این فشار نابود کننده خلاص سازد.

و اما موضوعی که نباید فراموش شود، دغدغه آزادی و دمکراسی است که برخی از افراد جامعه ایران دارند. به اعتقاد من تا زمانی که مشکلات اقتصادی به شکل کنونی گریبان جامعه را گرفته نمی‌توان از مردم انتظار داشت به آزادی فکر کنند. این مشکلات باید حل شوند و از سوی دیگر اعتقاد محکمی دارم که زمان به سود دمکراسی‌خواهان ایرانی است. (این موضوع را در نوشته‌ای دیگر بسط خواهم داد.) آمدن روحانی زمان را به نفع بخش از مردم که دغدغه آزادی دارند، کش می‌دهد و از افتادن کشور به دست تندروهای دو طرف جلوگیری می‌کند.

با این توضیحات، طبیعی است که امروز انتظار فرهنگی- اجتماعی مهمی از روحانی نداشته باشم. نه این‌که مطالبات خود را پیگیری نمی‌کنم؛ اما در صورتی که روحانی کابینه‌ای مانند کابینه دولت دوم هاشمی هم داشته باشد، سرخورده نخواهم شد. روحانی برای من زمان می‌خرد و فشارها را کم می‌کند. این‌ها دستاوردهای کمی برای یک رای نیستند.

You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. Both comments and pings are currently closed.
One Response
  1. سعید گفت:

    سلام. در مورد طبقه متوسط کاملا باهات موافقم و فکر می کنم که انتخابات اخیر این طبقه را بار دیگر به صحنه سیاست ایران بازگرداند؛ فکر می کنم و امیدوارم که هم فرآیند امیدبخش انتخابات و هم سیاستهای رییس جمهور منتخبش، کوچک شدن این طبقه را متوقف کند.