رویای دمکراسی در مصر

قصد ندارم وقایع اخیر مصر را تحلیل کنم که این روزها تحلیل‌گران بسیاری این کار را انجام می‌دهند؛ اما به عنوان یک ناظر بیرونی می‌توانم وضعیت دمکراسی در این کشور عربی، آفریقایی و اسلامی را بررسی کنم.
***
دمکراسی تنها راه و مدلی برای بالا رفتن از نبردبان قدرت نیست. راه پایین آمدن از آن نیز هست. به عبارت دیگر اگر کسی از راه دمکراتیک به بام قدرت برسد؛ اما با استفاده از راه دیگری آن بالا بماند و یا مجبور به پایین آمدن شود، دمکراسی برقرار نشده است.
تاریخ مصر نشان می‌دهد این کشور تا پیش از ژوئن 1953 یا مستعمره بوده و یا به شیوه پادشاهی اداره شده است. در این سال، جنبش افسران آزاد در کودتایی ملک فاروق را سرنگون کرد و دوران جمهوری آغاز شد. هرچند این جمهوری نه با خواست عموم مردم و عمل مستقیم آنها که با دخالت ارتش به دست آمده بود. تاکیدم بر عدم دخالت عموم مردم به این خاطر است که روزها و سال‌های بعد نشان می‌دهند مردم مصر آشنایی- وشاید علاقه- چندانی به دمکراسی و جمهوری ندارند.
محمد نجیب که لقب اولین رئیس جمهور مصر را یدک می‌کشد، خود در کودتایی آرام، قدرت را به جمال عبدالناصر واگذار کرد و به حصر خانگی رفت.
عبدالناصر نیز که مقام خود را با استفاده از لوله تانک به دست آورده بود، تا هنگامی که در دفتر کارش سکته کرد، رئیس جمهور ماند. او گرچه محبوب بود و آتوریته فراوانی در دنیای عرب داشت؛ اما همچنان رئیس جمهور منتخب مردم مصر شمرده نمی‌شد. پس از او محمد انور سادات به قدرت رسید و حدود 11 سال رئیس جمهور ماند تا این‌که توسط خالد اسلامبولی ترور شد. سادات، معاون اول عبدالناصر بود و به موجب قانون اساسی پس از مرگ رئیس جمهور، تا مدتی سرپرست ریاست جمهوری ماند و سپس در انتخاباتی غیر رقابتی، رئیس جمهور شد. او با تغییر قانون اساسی مصر، ریاست جمهوری در این کشور را مادام‌العمر کرد.
پس از ترور سادات، حسنی مبارک در انتخاباتی تک‌نفره به قدرت رسید و تا 2011 که از قدرت کناره‌گیری کرد، در سه انتخابات تک نفره دیگر، پیروز!! شد. سرانجام مبارک را بسیاری از مردم جهان به خاطر دارند. او در قیامی که به بهار عربی شهره شد، قدرت را واگذار کرد. پس از او، محمدحسین طنطاوی که فرمانده ارتش مصر بود، قدرت را در دست گرفت تا 14 ژوئن 2012.
تا این‌جای کار، همه روسای جمهور مصر از درجه‌داران ارتش بوده‌اند و به نوعی می‌توان گفت از 1953 تا 2012 ارتش بی‌واسطه قدرت را در دست داشته است. همچنین هیچ رئیس جمهوری در یک انتخابات آزاد و رقابتی به قدرت نرسیده است.
۱۴ ژوئن 2012 محمد مرسی به عنوان اولین رئیس جمهور غیر نظامی مصر در انتخاباتی آزاد و رقابتی به قدرت رسید و می‌توان گفت برای اولین بار در تاریخ چند هزار ساله مصر، رای مردم تاثیرگذار بود؛ اما این پایان اتفاقات مصر نبود.
این روزها می‌بینید و می‌شنوید که در مصر چه می‌گذرد. ارتش بر دوش نارضایتی مردم سوار شده و کودتا کرده و مصر ناآرام است. بدون آنکه بخواهیم به چرایی این اتفاقات بپردازیم، باید گفت اولین رئیس جمهور غیر نظامی مصر که در انتخاباتی دمکراتیک به قدرت رسیده بود، تنها یک سال بر مسند قدرت ماند و به شیوه‌ای غیر دمکراتیک، خلع شد.
باز می‌گردم به ابتدای این نوشته و موضوع چگونگی آمدن و رفتن آدم‌ها در قدرت. گرچه حالا مصر حداقل یک رئیس جمهور غیر نظامی در تاریخ خود دارد که با رای مردم بر سر کار آمده؛ اما همچنان هیچ رئیس جمهوری در این کشور با پایان دوره زمام‌داری‌اش از قدرت کنار نرفته است. مصر هنوز تا دستیابی به دمکراسی فاصله بسیار دارد.
***
در جدول زیر سیر آمد و رفت رؤسای جمهور مصر را می‌بینید.

نام رئیس جمهور

دوره ریاست

شغل پیشین

سرنوشت

محمد نجیب

18 ژوئن 1953 تا 14 نوامبر 1954

افسر ارتش

با کودتا برکنار شد

جمال عبدالناصر

14 نوامبر 1954 تا 28 سپتامبر 1970

افسر ارتش

در دفتر کارش سکته کرد و مُرد

محمد انور سادات

28 سپتامبر 1970 تا 6 اکتبر 1981

افسر ارتش

توسط سروان خالد احمد شوقی الاسلامبولی ترور شد

صوفی ابوطالب

6 اکتبر 1981 تا 14 اکتبر 1981 (رئیس جمهور موقت)

رئیس مجلس

پس از برگزاری انتخابات، به سمت قبلی بازگشت

حسنی مبارک

14 اکتبر 1981 تا 11 فوریه 2011

افسر ارتش

به دنبال قیام مردمی مجبور به استعفا شد

محمدحسین طنطاوی

11 فوریه 2011 تا 14 ژوئن 2012 (رئیس‌جمهور موقت)

فرمانده ارتش

پس از برگزاری انتخابات، به سمت قبلی بازگشت

محمد مرسی

14 ژوئن 2012 تا 30 ژوئن 2013

استاد دانشگاه

به دنبال اعتراضات مردمی و کودتای ارتش، برکنار شد

عدلی منصور

30 ژوئن 2013

(رئیس‌جمهور موقت)

رئیس دادگاه قانون اساسی

نامعلوم

مرتبط:

You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. Both comments and pings are currently closed.

Comments are closed.