انسداد سیاسی در ایران (۲)

سیاست در ایران به مرحله قفل شدن رسیده است.
این گزاره‌ای است که در پست قبلی، این پست و چند پست بعدی به آن می‌پردازم.

تا پیش از دولت یادزهم (و به خصوص دوازدهم)، مجلس دهم و شورای شهر پنجم، تصور عده‌ای زیادی از ما بر این بود که بخشی از فعلان سیاسی، اقتصادی و اجتماعی هستند که می‌خواهند روند امور را بهبود دهند و اصلاح کنند و در مقابل این‌ها، کسانی هستند که اجازه چنین کاری را نمی‌دهند. این تصور در زمان دو دولت خاتمی، مجلس ششم و حتی دوران احمدی‌نژاد و مجلس هفتم، هشتم و نهم وجود داشت.
با روی کار آمدن روحانی و انتخابات‌های پس از آن، این تصور کم‌کم از بین رفت و جای خود را به سرخوردگی و یاس داد. دولت‌مردان، وکلای مجلس و اعضای شورای شهر (و شهردار تهران) به گونه‌ای عمل کردند (می‌کنند) که به نظر می‌رسد اراده‌ای برای حل مشکلات و معضلات ندارند. این در حالی است که صدای جامعه مدنی اکنون بسیار رساتر از هر زمان دیگری به گوش منتخبین می‌رسد؛ اما در مقابل کسی خود را موظف به شنیدن این صدا نمی‌بیند.
روحانی از نتوانستن و اجازه نداشتن سخن می‌گوید. نمایندگان مجلس از مصلحت حرف می‌زنند و اعضای شورای شهر، خود را مسلوب‌الاختیار می‌خوانند. کار رسیده است به توییت کردن و به اصطلاح توییتری‌ها «هوایی زدن». نماینده مجلس به جای آنکه به تحقیق و تفحص از شهرداری رای مثبت دهد یا وزیر مخالف آزادی بیان را به دولت راه ندهد، توییت انتقادی می‌کند یا حتی بدتر، منتقدان را «بی‌وجدان» می‌خواند. برخی از اعضای شورای شهر هم چنین راهی را در پیش گرفته‌اند و برخی دیگر نیز سکوت تاییدآمیز دارند. روحانی هر روز تکرار می‌کند وعده‌های خود را فراموش نکرده اما در همان لحظه در جهت عکس حرکت می‌کند.
اکنون جامعه مدنی به این نتیجه رسیده است (دارد می‌رسد) که انگار هیچ‌کس به دنبال اصلاحات نیست و اصلاحات تنها یک شعار زیباست برای رسیدن به قدرت. البته در این میان نگاه دیگری هم وجود دارد که معتقد است بخش اعظم کسانی که با تابلوی اصلاح‌طلبی یا با حمایت اصلاح‌طلبان به قدرت رسیده‌اند، می‌خواهند به وعده‌ها و شعارهای خود عمل کنند، اما همچنان هسته سخت قدرت این اجازه را به آنان نمی‌دهد.
آیا چنین است؟ مثلا چه کسی به نمایندگان مجلس دهم اجازه نداد از شهرداری تحقیق و تفحص کنند یا چه کسی آنها را مجبور کرد به وزاریی رای اعتماد بدهند که سابقه خوبی ندارند؟ چه کسی شهردار تهران را مجبور کرده است که معاونان و مشاوران خود را از میان مخالفان اصلاحات انتخاب کند؟
حداقل من به چنین موضوعی اعتقاد ندارم. به نظر من امروز اصلاحات شعار خوبی است برای رسیدن به قدرت که متاسفانه فرصت‌طلبان از آن به خوبی استفاده می‌کنند.

You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.
Leave a Reply

XHTML: You can use these tags: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>